با همکاری Lucienne Dale و Kathleen Bogart ، دکتری.
رسانه ها خوشبختانه با گذشت زمان متنوع تر شده اند. تعداد داستانهایی که در مورد طیف وسیعی از جنسیت ، نژاد ، قومیت و هویت کوئری صحبت می کنند ، افزایش یافته است.
با این حال ، یک گروه مهم که به اندازه افزایش نمایندگی دیده نشده است ، جامعه معلول و به طور خاص جامعه اوتیسم بوده است. با وجود تشکیل تقریباً یک چهارم از جمعیت ایالات متحده ، طی 10 سال گذشته هیچ افزایش نمایندگی معلولیت در رسانه ها افزایش نیافته است. شخصیت های معلول فقط 2.1 درصد شخصیت های فیلم را تشکیل می دهند (از سال 2022) ، و نسبت شخصیت های اوتیسم در فیلم و تلویزیون حتی پایین تر است.
افراد اوتیسم چگونه در فیلم و تلویزیون نمایان می شوند؟
نمایش های فیلم و تلویزیون اوتیسم با برخی از بالاترین سطح ننگ ، مفاهیم منفی و اطلاعات غلط همراه است. بیشتر تصویر های اوتیسم در رسانه ها می توانند در یکی از چند قطعه مختلف آشنا ، از جمله اوتیسم نارس ، اوتیسم به عنوان “غیرانسانی” ، “مرد سفید پوست مستقیم” و بار اوتیسم قرار بگیرند.
- Savant Outistic: ظاهر شدن در رسانه هایی مانند “مرد باران” ، “پزشک خوب” و “وکیل فوق العاده وو” ، شخصیتی اوتیسم شخصیتی است که اوتیسم دارد و ممکن است نقص های اجتماعی را تجربه کند ، در رفتارهای تکراری شرکت کند ، یا نیازهای زیادی به روتین داشته باشد-اما آنها همچنین توانایی های فوق العاده ای دارند که آنها را در یک منطقه خاص فوق العاده هوشمند می کند. در زندگی واقعی ، Savantism نادر است و فقط در حدود 10 درصد از افراد مبتلا به اوتیسم تأثیر می گذارد. با این حال ، این تروپ برجسته ترین است و به نظر می رسد همه افراد مبتلا به اوتیسم نیز ناپسند هستند.
- اوتیسم به عنوان “روباتیک”: این تروپ توسط شخصیت هایی که تقریباً کاملاً عاری از احساسات هستند ، مانند شلدون کوپر از “تئوری بیگ بنگ” نشان داده شده است. این روایت را تحت فشار قرار می دهد که افراد اوتیسم کاملاً عاری از احساسات هستند و 100 درصد منطقی و منطقی هستند.
- اوتیسم “مرد سفید مستقیم”: همانطور که ممکن است از مثالهای ذکر شده در این مقاله متوجه شده باشید ، اکثریت قریب به اتفاق شخصیت های اوتیسم در رسانه ها مستقیم ، سفید و مرد هستند. این نشان دهنده یک چشم انداز فوق العاده باریک از اوتیسم است و منجر به این تصور می شود که دختران و افراد رنگ “نمی توانند اوتیسم باشند.” این امر در درجه اول به این دلیل است که معیارهای اصلی تشخیصی برای اوتیسم مبتنی بر ارائه در مردان سفید پوست است و منجر به شناسایی سایر هویت های حاشیه نشین می شود. نمونه هایی از رسانه ها عبارتند از “غیرعادی” ، “تئوری بیگ بنگ” و “چه چیزی می خورد Gilbert Grape”.
- بار اوتیسم: این یک نمایش اوتیسم است که به تصویر می کشد و دلالت می کند که اوتیسم شخصیت بار بر فرد و افراد اطراف فرد سنگین است. مثالها شامل قمار موسیقی از “موسیقی” سیا و آرنی از “چه چیزی می خورد Gilbert Grape” است. این شکل از رسانه ها به طرز باورنکردنی آسیب رسان است زیرا تمرکز آن بر اوتیسم یک چیز کاملاً منفی برای همه است و نتوانسته است راه های بسیاری را که اوتیسم می تواند فوق العاده باشد ، برجسته کند.
بررسی نمونه هایی از شخصیت های “اوتیسم”: ABED در مقابل شلدون
دو شخصیت که غالباً هنگام بحث در مورد نمایندگی اوتیسم در رسانه ها بزرگ می شوند ، از “جامعه” و شلدون کوپر از “تئوری بیگ بنگ” عابران می شوند. این شخصیت ها هر دو به عنوان اوتیسم تعبیر می شوند. با این حال ، تصویرگری آن اوتیسم به طور قابل توجهی متفاوت است.
هنگامی که شخصیت شلدون کوپر را بررسی می کنیم ، او در یک زن و شوهر از مناطق مورد بحث که قبلاً مورد بحث قرار گرفته است ، سقوط می کند: فرد مبتلا به اوتیسم و ”غیر انسانی” یا شخص اوتیسم روباتیک. خصوصیات اوتیسم درک شده شلدون کوپر شامل مشکلات اجتماعی ، ناتوانی در درک زیرنویس/طعنه ، اجتناب از تماس جسمی و رفتارهای وسواسی است. با این حال ، همه این خصوصیات نشانگر بازنمایی واقعی اوتیسم نیست زیرا این سابقه را تعیین می کند که افراد اوتیسم به طور مداوم عجیب و غریب هستند و از نظر اجتماعی به شکلی دوستانه موفق هستند و بیش از حد/تعطیل شدن ، اضافه بار حسی و انزوا را به دلیل ننگ تجربه نمی کنند.
اوتیسم در این نمایندگی را می توان به چیزی آسان که می توان از آن غافل شد و نه به وجود آورد. در عوض ، به جای برجسته کردن عصبی بودن بسیار واقعی و معتبر خود ، شخصی را به خوبی و عجیب و غریب نشان می دهد.
خالق نمایش “جامعه” در مورد اینكه چگونه ، هنگام نوشتن شخصیت عابد نادر ، در مورد اوتیسم تحقیق كرد و دریافت كه وی با عصبیت شناخته شده است ، صحبت كرده است. در حالی که ABED هنوز در ابتدا به عنوان “عجیب” به تصویر کشیده شده است ، قدرت این بازنمایی این است که شخصیت های حامی با وجود تفاوت در ارتباطات اجتماعی ، یاد می گیرند که یکدیگر را درک کنند. این امر باعث پذیرش اوتیسم و باز بودن در یادگیری و رشد جامعه پذیرفته تر می شود.
رفتارهای عابد به همان روشی که شلدون وجود دارد ، به شوخی ها نیست ، و هرگونه شوخی پیرامون موضوع بیشتر بر این است که شخصیت های دیگر نسبت به اختلافات ABED نادان هستند. این نمایندگی برای انسان سازی افراد اوتیسم و برجسته کردن چگونگی ، در حالی که ممکن است تفاوت هایی در درک زیرنویس وجود داشته باشد ، به وجود می آید و تمایل به یادگیری و رشد برای پذیرش اختلافات اوتیسم در محیط های اجتماعی ما دارد.
نمایندگی ضمنی: آیا داشتن برچسب اوتیسم اهمیت دارد؟
اما آیا شخصیت های شلدون و عابد واقعاً در جامعه اوتیسم تأثیر می گذارند اگر صریحاً به عنوان اوتیسم شناخته نشوند؟ شاید.
ما می توانیم از طریق بررسی تاریخچه نمایندگی کوئر در رسانه ها ، درک بیشتری از تأثیرات نمایندگی ضمنی کسب کنیم. تا سال 1968 ، کد هایس مجموعه ای از دستورالعمل های هالیوود بود که “مبهم بودن” ، مانند همجنسگرایی ، در فیلم ها ممنوع بود. نمایندگی کوئر سپس به شخصیت های کلیشه ای مانند “سیسی” یا “شرورهای پرتحرک” محدود می شد که هرگز به صراحت به عنوان کوئر شناخته نمی شدند ، اما همه به هر حال می توانستند بگویند. این بازنمایی ها بیش از کدها نیز گیر کرده اند ، زیرا می توانیم نمونه هایی از آنها را در فیلم های بعدی کودکان مانند Ursula از “The Mermaid Little” (مدل شده پس از Devine) و اسکار از “The Lion King” مشاهده کنیم.
بازنمایی های رمزگذاری شده اما به راحتی شناخته شده می توانند کلیشه ها را در مورد جوامع ننگ ثابت کنند. در حقیقت ، نمایندگی ضمنی می تواند راهی برای رسانه ها باشد که با نمایندگی منفی از بین بروند ، حتی اگر دیگر انجام این کار آشکارا قابل قبول نباشد.
آیا در فیلم ها یا تلویزیون نمایشی خوب وجود دارد؟
بله در سالهای اخیر ، پیشرفت هایی در ایجاد شخصیت های اوتیسم وجود داشته است که واقع بینانه تر و نماینده اوتیسم در دنیای واقعی هستند.
دو نمونه از نمایش خوب اوتیسم به شکل فیلم های کوتاه پیکسار به نام “حلقه” و “شناور” آمده است. “حلقه” به طور خاص به دلیل تصویربرداری از یک دختر اوتیسم غیر کلامی از رنگ مورد ستایش قرار گرفته است ، و نمایانگر دیدگاه متنوع تری از اوتیسم در خارج از تروپ “مرد سفید سفید” است.
“همه چیز خوب خواهد شد” همچنین به خاطر نمایندگی خود مورد ستایش قرار گرفته است ، زیرا یکی از شخصیت ها توسط یک بازیگر اوتیسم بازی می شود و تنوع در بازیگران را نشان می دهد. “عشق به طیف” ، اگرچه غیر داستانی است ، اما نگاهی به روابط افراد مبتلا به اوتیسم می اندازد و کلیشه ای را که افراد اوتیسم بی علاقه یا کم تحرک از عشق هستند ، خراب می کند.
بهبود نمایندگی اوتیسم در رسانه ها
هنگامی که از افراد اوتیسم سؤال می کنید که چگونه می توانند نمایندگی اوتیسم را در فیلم و تلویزیون بهبود بخشند ، یکی از مشترکات که تأکید می شود ، نیاز به افراد اوتیسم درگیر در روند تولید رسانه است. این شامل استخدام نویسندگان اوتیسم ، کارگردانان و بازیگران اوتیسم به جای بازیگران بازیگران غیر اوتیستی است. این نوع بازنمایی در پشت صحنه مطابق با ایده “هیچ چیز در مورد ما بدون ما” است ، یک ایده مهم در حمایت از معلولیت.
راه دیگر برای بهبود نمایندگی اوتیسم در رسانه ها ، این است که اوتیسم به جای یک بخش اصلی طرح ، به صورت اتفاقی برای شخصیت باشد. افراد اوتیسم می خواهند نمایندگی از خود ، اهداف و داستانهای خود را در خارج از اوتیسم بودن ببینند. به این ترتیب ، آنها شخصیتی خارج از غیرفعال بودن یا اوتیسم دارند.
سرانجام ، به پروژه هایی مانند #AutismoutLoud ، که پس از افراد اوتیسم ایجاد شده اند ، نگاه کنید و از شیوه هایی که در رسانه ها به تصویر کشیده می شوند ، ناامید شده اند ، می خواستند در تهیه داستان های خود تلاش کنند تا بتوانند رسانه ای را برای دیگران ایجاد کنند که واقعاً نماینده یک تجربه اوتیستیک است.
لوسین دیل دانشجوی دانشگاه ایالتی اورگان است و در سال 2025 با لیسانس روانشناسی فارغ التحصیل می شود. او یک دانش آموز روانشناسی دکتر بوگارت در کلاس معلولیت است.