برای التیام زخم ابتدا باید لبه های آن را ردیابی کنیم. مرزهایش چقدر گسترده است؟ چقدر عمیق می شود؟
زخمی که بسیاری از ما در حال حاضر به طور جمعی به آن گرایش داریم، زخمی اخلاقی است. آسیب اخلاقی به نوعی زخم روانی اشاره دارد که زمانی رخ میدهد که یک رویداد عمیقترین ارزشها و باورهای اخلاقی ما را نقض میکند – اینکه والدین ما همیشه بهترین منافع ما را در قلب دارند، اینکه مردم عموماً خوب و مهربان هستند، و نهادهایی که به آنها اعتماد داریم فقط یک آسیب اخلاقی، مانند هر آسیب تروماتیکی، می تواند دنیا را پر معنا کند و احساسات فرد را نسبت به خود و جهان به طور اساسی تغییر دهد.
منبع: Photo by Possessed Photography on Unsplash
آسیب اخلاقی چیست؟
این اصطلاح توسط دکتر جاناتان شای ابداع شد که با کهنه سربازان رزمی کار می کرد و احساس می کرد چارچوب بالینی PTSD این نوع زخم عمیق تر و معنوی را از دست داده است. اگر یک سرباز رزمی دستورات غیراخلاقی یا غیرانسانی را دریافت کند یا به او اعطا کند، ممکن است آسیب اخلاقی ببیند. اگر رهبران آنها به طور سرسختانه دستور رفتار ظالمانه را دادند، این به چه معناست در مورد رهبری؟ در مورد ارتش به طور کلی؟ اگر آنها به این دستورات عمل کردند، چه معنایی در مورد خودشان دارد؟
هر چند آسیب اخلاقی خود را به مبارزه محدود نمی کند. یک پرستار ممکن است زمانی که در طول یک بیماری همه گیر مجبور به جیره بندی مراقبت می شود، آسیب اخلاقی را تجربه کند که منجر به مرگ قابل پیشگیری بیمار می شود. چگونه می توانند انتخاب غیرممکن خود را با ارزش های عمیق خود تطبیق دهند؟ تکلیف آنها برای «عدم آسیب» چیست؟ بازماندگان سوء استفاده از دوران کودکی اغلب وقتی متوجه می شوند که توسط افرادی که قرار بود از آنها محافظت کنند – هم آزارگر و هم هر بیننده ای که از وضعیت آنها آگاه است – به آنها خیانت شده است، آسیب اخلاقی را تجربه می کنند.
و پس از یک انتخابات شدیداً آشفته، بسیاری از ما با آسیب اخلاقی نیز دست و پنجه نرم می کنیم. صرف نظر از اینکه خود را در کدام سمت راهرو میبینید، این حقیقت غیرقابل انکار شده است که آنچه ما فکر میکردیم راهرو بود، اصلاً راهرو نیست، یک پرتگاه است. چیزهایی که ما را از هم جدا می کند در مورد سیاست یا اقتصاد نیست. چیزهایی که ما را از هم جدا می کند در مورد نفرت، خشونت، و غیرانسانی سازی است.
ما معتقد بودیم که آمریکا هستیم. این انتخابات ثابت کرد که ما هستیم نه متحد و این احساس عمیق ناراحتی فقط مربوط به این نیست که چه کسی برنده یا شکست خورده است. این در مورد درک فزاینده ای است که قواعد بازی، ساختارهای معنا و اخلاقی که فکر می کردیم می توانیم به آنها تکیه کنیم، ممکن است در حال فروپاشی باشد و ممکن است در حال حاضر فرو ریخت.
وسعت زخم
ردیابی یک زخم روانی ممکن است دشوار باشد. لبه های آسیب اخلاقی کجاست؟ چگونه می توان عمق آن را اندازه گیری کرد؟ به عبارت دیگر، پیش آگهی چیست؟
به گفته جاناتان شای،
آسیب اخلاقی زمانی وجود دارد که (الف) خیانت به «آنچه درست است» وجود داشته باشد. (ب) یا توسط شخصی که دارای اقتدار قانونی است (تعریف من)، یا توسط خود شخص – «من آن را انجام دادم» (لیتز، ماگوئن، نش، و همکاران). (ج) در وضعیت ریسک بالا. هر دو شکل آسیب اخلاقی ظرفیت اعتماد را مختل می کند و ناامیدی، خودکشی و خشونت بین فردی را افزایش می دهد. آنها شخصیت را بدتر می کنند.
به عبارت دیگر، زخم عمیق است، چشم انداز متزلزل است. قطبنماهای اخلاقی ما در هم شکسته است و ناگهان حقایق آرامشبخشی که زمانی ما را راهنمایی میکردند و روی آنها حساب میکردیم، نادرست به نظر میرسند. ناکافی است. در غیاب آنها، ما سرگردان مانده ایم و با احساس عمیق تری از خیانت دست و پنجه نرم می کنیم – توسط دیگران و سیستم ها و ارزش هایی که معتقد بودیم تزلزل ناپذیر هستند.
این سرگردانی جمعی از 5 نوامبر آغاز نشدهفتم، 2024. جاده ای طولانی پر از عوامل استرس زا و آسیب های دیگر بود. این بیماری همه گیر سیستم بهداشت و درمان و اقتصاد را نابود کرد. جنبشهای اجتماعی نابرابریهای سیستمی را آشکار کردند که بسیاری دیگر نمیتوانستند نادیده بگیرند. رسانهها به نفع منافع سرمایهداری و فساد سیستماتیک حقیقت، از اخلاقیات شانه خالی کردند و اطلاعرسانی درست را عمیقاً دشوار کردند.
چگونه می دانید که آیا با آسیب اخلاقی دست و پنجه نرم می کنید؟ یک دو ویژگی قابل اعتماد برای آسیب اخلاقی وجود دارد. یعنی سرزنش خود، از دست دادن اعتماد به خود و دنیا و شک عمیق وجودی.
- سرزنش خود: آیا می توانستم کارهای بیشتری انجام دهم تا اوضاع بهتر شود؟ آیا من در اجازه دادن به این اتفاق شریک بودم؟
- از دست دادن اعتماد: اگر حتی مقدس ترین و قدیمی ترین مؤسسات لنگ می زنند، به چه کسی یا چه چیزی می توانم تکیه کنم؟
- شبهه وجودی: اگر بتوان حقیقت را بازنویسی کرد و اخلاق ذهنی است، چگونه در هر چیزی معنا پیدا کنیم؟
ویژگی چهارمی هم هست که هنوز در ادبیات بالینی وجود ندارد و آن تحقیر است. هست تحقیر کننده کشف کنیم که ساختارها و ارزشهایی که ما به آنها بسیار ایمان داشتیم ممکن است در تمام مدت بهطور مهلکی نقص داشته باشند. درد این درک می تواند غیر قابل حل باشد. و همچنین لحظه حسابرسی است. و در هر محاسبه ای، همیشه امید وجود دارد.
ساخت قطب نما جدید
آسیب اخلاقی از PTSD متمایز است زیرا بر نقض ارزش های اخلاقی یا اخلاقی تمرکز می کند نه صرفاً تجربه ترس یا تهدید. بنابراین شفا نه تنها شامل پرداختن به اثرات روانی بلکه بازسازی اعتماد به خود و جهان است.
بخش امیدوار کننده این است: فقط به این دلیل که قطب نماهای ما گاهی می شکند به این معنی نیست که محکوم به سرگردانی بی هدف هستیم. این بدان معناست که ما اکنون وظیفه ایجاد موارد جدید را داریم. به عنوان افراد و به عنوان یک جامعه، میتوانیم قطبنماهای جدید ایجاد کنیم و نقشههای جدیدی ترسیم کنیم – نقشههایی که ریشه در درسهایی دارد که از هرج و مرج آموختهایم.
- ضایعه را بپذیرید: قبل از ساختن چیزی جدید، ما باید غم از دست رفته این اندوه فقط برای نهادهای شکسته یا رهبران شکست خورده نیست، بلکه برای احساس امنیت و اطمینان خودمان نیز از بین رفته است. عزاداری یک عمل قدردانی است: ساختارها شما را ناکام گذاشتند و احساس خیانت شما معتبر است.
- ارزش های جدید را تعریف کنید: در غیاب قطعیت های قدیمی، ما قدرت ایجاد موارد جدید را داریم. اکنون چه چیزی قطبنمای اخلاقی شما را تثبیت میکند؟ شاید هرج و مرج ارزشهایی را که شما نمیدانستید آنقدر مهم هستند را روشن کرده است. عدالت. مهربانی مسئولیت پذیری فرصت بازسازی به ما این امکان را می دهد که تصمیم بگیریم چه چیزی واقعاً مهم است و اطمینان حاصل کنیم که اقدامات ما – به صورت شخصی و جمعی – با آن ارزش ها هماهنگ است.
- به بحران وجودی متمایل شوید: پس از سوگواری، فرصت بزرگی است که بدانیم معنا ذاتاً در ساختارهای بیرون از ما نیست. این به این دلیل است که چیزی را آشکار می کند که همیشه درست بوده است که این است که ما این کار را نمی کنیم پیدا کردن معنی، معنا می سازیم. و هنگامی که ساختار معنایی ایجاد می کنیم که کار نمی کند، یا به ما خدمت نمی کند، آزاد هستیم – نه، موظف است – برای ایجاد موارد جدید
ادامه ساخت
انتخابات داستان هایی است که با هم می نویسیم. آنها نه تنها نشان می دهند که ما در این لحظه چه کسی هستیم، بلکه می خواهیم چه کسی باشیم. اگر لحظه کنونی در مقیاس بزرگ مانند آسیب اخلاقی به نظر می رسد، به این معنی است طبق تعریف همچنین دعوتی است تا قطب نمای جمعی خود را دوباره ترسیم کنیم و به سمتی جدید برویم. چه تابلوهایی ایجاد خواهیم کرد؟ چه حقایقی ما را به جلو هدایت خواهند کرد؟
راه پیش رو ممکن است روشن نباشد، اما در مورد یافتن یک مسیر درست نیست. این در مورد این است که باور کنیم حتی وقتی قطب نما می شکند، ما هنوز می توانیم راه خود را پیدا کنیم.